بالاتر از آسمان |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
شرایط!
سلام...!
کدوم حالت برای شما راحت تر پیش میاد؟
1) در حالی که روی مبل راحتی لم دادی و در هوای مطبوع داخل یک آپارتمان لوکس و مدرن در یکی از مجتمع های گرون شهر از تماشاهای تلوزیون لذت می بری با خودت فکر کنی چه حالی می داد اگر تو یه کلبه چوبی با حداقل امکانات در یه جای دور افتاده و ساکت و بکر زندگی می کردی،
و 2) برعکس! در حالی که از شرایط سخت زندگی تو این خونه قدیمی و دور افتاده خسته شدی دلت می خواست مثل بچه آدم می رفتی تو یه شهر بزرگ و تو یه آپارتمان مدرن راحت زندگیتو می کردی بدون اینکه مجبور باشی با نور چراغ دستی و گرمای هیزم و این چیزا خودت رو از تاریکی و سرما حفظ کنی،
ها؟!
| لینک | ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ - میرعماد |
بابا بی خیال
سلام...!
می گم ما ایرانی های چرا اینقدر با هم دعوا داریم؟ احساس می کنم داره کارمون به جایی می رسه که خیلی ساده اگر کسی نشانه هایی رو که دوست نداره در طرف مقابلش ببینه یا چیزهایی رو که دوست نداره دربارش بشنوه وظیفه خودش می بینه که به نحو کامل و تمام عیاری چیزی که فک می کنه حقشه رو کف دستش بزاره و در هر صورت هیچ جوره حاضر با رفاقت با این هموطن کمی متفاوتش نیست. البته شاید این مشکلات بین مردم بقیه جاها هم باشه اما با این فضای سیاسی و وضعیتی که پیش اومده آدمهای معتدل انگار روز به روز کمتر می شن و تندروی بخشی از فرهنگ روزمره ما شده. احساس می کنم یک سری مفاهیم اخلاقی ساده یا قواعد ساده ای که انتظار می ره حتی آدمهای متوسط هم رعایت کنن الان دیگه بین بچه های تحصیل کرده هم تقیدی نسبت به رعایتشون ندارن.
نمی خوام مثالهاش رو اینجا ذکر کنم اما همینطور از این ور و اون ور مکرر یا آدم خودش تجربه می کنه و یا برخورد می کنه.
همه ما می دونیم که بخش بزرگی از این مشکلات البته ناشی از عملکرد این دستگاه حاکم هست اما این دلیل نیست که تک تک ما از اخلاق و انسانیت فاصله بگیریم... در هر حال امیدوارم روزگار به سمتی بره که ما ایرانی ها فرهنگ بهتری برای همزیستی با هم پیدا کنیم.
| لینک | ۱۳۸٩/۱٠/٢٧ - میرعماد |
حکم!
سلام...!
بچه که بودم دلم می خواست حقوق بخونم به شرط اینکه بدونم می شه که قاضی بشم! دلم هم نمی خواست وکیل بشم چون فکر می کردم یه وکیل ممکنه بتونه وکالت یه آدم که حس می کنه بد یا مجرم هست رو قبول نکنه اما همیشه نمی تونه حتی وقتی مطمئنه موکلش مظلوم واقع شده و حق با اونه قاضی رو مجاب به حکم به نفع موکلش کنه! اگرچه همیشه می ترسیدم و این روزها بیشتر که اگر در تشخیص حکم اشتباه کنم چقدر بده و این چه شغل پر مسئولتیه...
اما حالا گذشته از قضاوت ما تو زندگی روزمره هم مرتب تو دلمون راجع به چیزهای مختلف حکم صادر می کنیم. منظورم همون تصمیم هاییه که معمولا بر اساس عرف درست تلقی می شه اگرچه ممکنه خیلی موقع ها مبتنی بر احتمالات و یا حتی عادت باشه. البته تو بیشتر امور هم چاره ای جز این نداریم که با همین اطلاعات محدود تصمیمی بگیریم. اما به نظرم ما آدمها گاهی در این مسیر دچار اعتماد به نفس کاذب می شیم و حوضه حکم دادن ها مون رو بزرگ می کنیم.
راستی شما اگر می دونستین کسی هست که پاسخ تمام سوالها رو می دونه و شما فقط یک بار می تونین ازش سوالی بپرسین چه سوالی رو می پرسیدین؟
| لینک | ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ - میرعماد |
سلام...!
سلام...!
... و چه زود می گذری ای زندگی و چه ساده می آیند و می روند آدمها...! فکرش رو بکنین! من در طول سالهای 1383 تا 1386 چیزی بالغ بر 100 بار و شاید نزدیک 200 بار در مسیر تهران - ارومیه پرواز کردم و حالا به همین راحتی می شنوی که هواپیمایی سقوط کرد چون به خاطر بدی هوا (چیزی که در پاییز و زمستان ارومیه کاملا عادی است) نتوانست فرود بیاید و در نهایت در یک باغ فرود اضطراری کرد یا سقوط کرد و هفتاد و اندی کشته...
به نظر شما اگر شاه هنوز حاکم ایران بود ما خوشبخت تر بودیم؟ از من می پرسید می گویم گول این اگر و مگر ها را نخور که آنچه در گذشته پیش آمده را جایی برای چانه نیست! به جای فکر کردن درباره آنچه از اتفاقات گذشته دوست نداری واقعیتی را که امروز در برابرت قد کشیده ببین و شجاعانه و خردمندانه با آن روبرو شو تا لا اقل رفتار امروزت افسوسی نشود در آینده زندگی ...
و این هم آغاز نوشتن دوباره شد پس از دو سال و اندی سکوت...
| لینک | ۱۳۸٩/۱٠/٢۱ - میرعماد |
تکنولوژی
سلام...!
این تکنولوژی هم خدایی خیلی چیز جالبیه...! مثلا یه آقایی تو وبلاگ یه نظری نوشت و من از طریق آی پی ارائه دهنده نظر خیلی راحت جاشو پیدا کردم...! (یه جایی تو هلند...!)
اما هیچ فکر کردین که همه این توسعه تکنولوژی هیچ تاثیر اساسی در عاقبت به خیر شدن ما آدما نداره...!؟ مثلا شما جدید ترین موبایل و یا سیستم های الکترونیکی یا نظامی رو هم که داشته باشی آخرش ده سال دیر تر یا زودتر از بقیه می ری اون دنیا و بعدش بر مبنای اخلاق و نیتی که تو کارا داشتی باید حساب پس بدی...!
راستی دیروز برنامه شب شعر بود... من هم به دفعه یاد یکی از شعر هایی که تو این وبلاگ گذاشته بودم افتادم و اونو خوندم... شعر رو اینجا بخونین.
| لینک | ۱۳۸٧/۸/٦ - میرعماد |
فصلهای سال
سلام...!
یکی از قشنگی های خیلی دوست داشتنی طبیعت خدا همیت تنوع فصلهاست که از دمای هوا گرفته تا رنگ درختها و گیاهان باعث می شه انسان به طور ملموس تری گذر زمان و گردش روزگار رو حس کنه. اما این طبیعت قشنگ چهار فصلی که ما تو ایران داریم رو تو همه جای دنیا نمی شه تجربه کرد. مثلا تو این دیاری که ما هستیم عملا کمی بهار و کمی پاییز و باقی تابستون هست و بس. مثلا اینجا معمولاه برفی در کار نیست!
خلاصه اگر الان اونورایی که هستین برگها زرد شده و تو خیابون که راه می رین صدای ترد برگهای کوشتون رو نوازش می کنه به طبیعت فشنگ پاییز سلام ما رو هم برسونین!
| لینک | ۱۳۸٧/۸/۱ - میرعماد |
حال و آینده
سلام...!
این وبلاگ خیلی وقت بود که به روز نشده بود. اما به نظرم نوشتن گاهی می تونه خیلی خوب باشه. گاهی می تونه فرصتی برای مرور افکار و اصلا بهونه ای برای فکر کردن باشه!
راستی به نظر شما کار دنیا به کجا می کشه؟ به نظر شما چقد دیگه تا روز قیامت مونده؟ اصلا فکر می کنین تا اون موقع آدما روی زمین هنوز مونده باشن؟ تو این فاصله چه اتفاقایی میفته؟
چند وقت پیش یه کلیپ نگاه می کردن درباره نرخ استفاده جهان غرب و به طور خاص آمریکا از منابع طبیعی روی زمین. خیلی ساده و بر اساس وضعیت فعلی این نتیجه ارائه می شد که اولا روش جاری در آمریکا باعث فقیر شدن بیشتر مردم کشور های فقیر می شه چون با استفاده بیش از حد از منابع طبیعی اونها برای تامین محصولات با قیمت نازل در آمریکا عملا راه ادامه زندگی سنتی در اون کشور ها بسته می شه بدون اینکه امکان گزینه دیگه ای برای اون مردم فراهم شده باشه و بعلاوه نتیجه بعدی این بود که اصلا این سیر نمی تونه ادامه پیدا کنه چون خیلی از منابع طبیعی روی زمین همین حالا به طور غیر قابل برگشتی (با فرض ادامه مصرف باسرعت فعلی) از بین رفتن و بنا بر این در مدتی نه چندان طولاتی نه تنها آمریکایی ها مردم خیلی کشورهای فقیر رو نابود کردن بلکه در ادامه خودشون هم به بن بست بدی می رسن.
به نظرم وضع اقتصادی بد آمریکا هم در که این روزها خیلی تو خبر ها مطرح بود خودش نشانه ناپایداری و تزلزل سیستم فعلی هست و اینکه چقدر سریع با تغییر چند معادله ساده در نرخ مصرف این اقتصاد به بن بست می رسه. اما نگرانی اینجاست که روش هایی که برای مقابله با این مشکل تا به حال استفاده شده همگی درمانهای کاملا مقطعی و کوتاه مدت هست و عملا هیچ توجهی به ریشه های اصلی این بحران ندارن. و به نظر میاد این موضوع می تونه یک خطر جدی برای تداوم زندگی انسان روی کره زمین باشه...
| لینک | ۱۳۸٧/٧/٢٩ - میرعماد |

